خرید بک لینک
فکر از بلوند میکشد بیرون و فرو می کند در سیاهی موی مشکی نرم که با بالا و پایین رفتن ها موجی در خود به راه می اندازد که دهان صد نیک را چاک میکند و آب ا

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 شهريور 1397 ساعت: 22:52

خود را سرازیر در خود کرده و پی خویشی از خود میگردم. واژه ها را ردیف می کنم تا به شیک ترینشان برسم همان که پشتش کشتارهایی است برای هر شیک پوشی که دهان

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 شهريور 1397 ساعت: 22:52

مقدمات سفر را چیده بودی. کجایی الان. شمال و جنوب را به هم وصل کرده بودی و دل دل می کردی که شمال؟ یا جنوب؟ اصلا تو بگو سورنا. من که پایه شمالم. خودت را

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 شهريور 1397 ساعت: 22:52

تو را در پشت آن خط سیاه نگاه بیرون زده ات دیده ام که با رو برگرداندنت سوال و اما و هر چه که نیست آورده است؛

... که بی هیچ شوقی از سویت نفرت و آه می آید.

ای آشنای غریبه تر از هفت پشت غریبه دیگر نمی خواهمت

دیگر، نه، میخواهمت

... میخواهمت همچنان

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 شهريور 1397 ساعت: 22:52

شوق به ذوق آمده ی روزهای دلواپسی و فقر و بی پولی و شب بیداری هایم بال هایش را باز کرده است. آماده پریدن است اما امان از میله های فولادی رو به رو... که

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 شهريور 1397 ساعت: 22:52

به طعمی یک شکلات کاکایویی در عصرانه ام حل شدی. وجودت در این لحظات سرنوشت ساز در پس روزهای بلاتکلیفی بهترین اتفاقی بود که می توانست بیافتد که نه شوق فل

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 شهريور 1397 ساعت: 22:52

[۱] در موقعیت، پر پر شدن همه آرزو ها و برنامه ریزی های آینده ات درست جلو چشمت با شنفتن یک نمی شود، بودی؟!

[۲]دیگه تصمیم گرفتم چیزی از خدا نخوام.

[۳] پشیمان نیستم

[۴] غم دارم

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: پنجشنبه 15 شهريور 1397 ساعت: 22:52

صفحه بندی